سلطان محمد مطربي سمرقندي
485
تذكرة الشعراء ( فارسي )
نقطهء دوم در ذكر شعرايى كه مؤلف ايشان را ديده ، ملازمت ننموده [ است ] . [ « 187 » ] ميرزا مؤمن منشى [ زندهء 1013 ق / 1604 م ] ميرزا مؤمن منشى . زهى ضمير منير تو چون طليعهء خاور * شكسته رونق جام جهاننماى سكندر تويى كه بر فلك فضل آفتاب منيرى * ز نور فضل تو گرديده كاينات منوّر ادب ز رتبهء قدرت نمونهاى است مگر * حسب ز نسخهء فضلت نشانهاى است مقرّر به مهر مهره زده چهره را سپهر چو كاغذ * كه منشآت ضمير تو را نموده محرّر نمونهاى است ز تحرير كلك و شكل دواتت * به ديدهء خرد آب حيات و چشمهء كوثر به قطر مركز فضلت نمىشود متساوى * محيط دايرهء نُه رواق گنبد اخضر رخ سخن چه نگارم چو « مطربى » به صفاتت * كه هرچه گويم از آنى هزار مرتبه برتر جناب مشار اليه از فصحاى مقرّر و بلغاى مشتهر است و رتبهء سخن را در فصاحت
--> ( 187 ) . ميرزا مؤمن منشى سمرقندى ، شاعر ايرانى كه در خانقاه اخلاصيه كسب دانش كرد و از راه منشىگرى در دستگاه باقى محمد خان ( 1009 - 1014 ق ) و ولى محمد خان ( 1014 - 1017 ق ) حاكمان بخارا روزگار مىگذرانيد و غزل را نيكو مىسرود و در عهد عبد الله خان كتابدار بود : مجالس النفائس ، ص 116 - 117 ؛ سخنوران صيقل روى زمين ، ص 109 - 110 ؛ الذريعه ، 9 / 3 / 1125 ؛ نمونهء ادبيات تاجيك ، ص 152 ؛ تاريخ نظم و نثر در ايران ، 1 / 328 . در دانشنامهء ادب فارسى در آسياى مركزى ، 1 / 853 ؛ شرححال وى با شرححال ملا مؤمن سرّاج قرن نهم هجرى به هم آميخته است و احتمال دارد كه هردو نفر يكى باشند .